شایسته : بابا از لحظه ای که رسیدیم تا قبل از اینکه بیایی داداشی میگفت شایسته روز آینده عصر ساعت ۵ عصر بابایی میاد دنبالت . میدونی چرا این رو تکرار میکرد ، میخواست اعصاب من رو خورد کنه .جمله ای من رو به شدت تحت تاثیر قرار داد " عمه الان که من میروم ی داداش دیگه می بینی این داداشی رو نمی بینی (منظورش ی داداش خنده رو می بینی ).
آیا دخالت در دعواهای خواهر برادری ممنوع است ؟آیا میانجی گری پدر و مادر سودی دارد ؟آیا برادر کینه خواهر را در دل نگه داشته تا در اولین فرصت تلافی سر او در بیاورد و یا بالعک
برچسب: نویسنده: پویان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 5:26